الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

236

الغدير ( فارسي )

به كسى و خانواده اى چسبانده و منسوب گشته است ، و نه بر حق چون بر باطل و باطلگرا ، و نه مؤمن چون منافق و دغل و چه تيره روز و پست است فرزندى كه از نيايى پيروى نمايد كه به آتش دوزخ در افتاده است ! » ( 1 ) ابن ابى الحديد در شرح فرمايش مولاى متقيان اين سؤال را مطرح مىسازد : آيا مسلمان را مىتوان به خاطر كافر بودن جدش نكوهش و سرزنش كرد ؟ و جواب مىدهد : آرى ، در صورتى كه از جدش پيروى كرده و قدم جاى قدمش نهاده و مقلدش گشته باشد . امير المؤمنين ( ع ) معاويه را نه به خاطر كافر بودن اجدادش ، بلكه به اين خاطر مورد نكوهش و سرزنش قرار مىدهد كه او دنباله رو آنها بوده است و مقلدشان ( 2 ) . 24 - در نامهء ديگرى مىفرمايد : « ترا چه به اين كه چه كسى برتر است و چه كسى فروتر ، يا چه كسى بايد حاكم باشد و چه كسى تحت اداره و حكومت ! آزاد شدگان فتح مكه و فرزندانشان را چه به تشخيص و تعيين مرتبهء مهاجران پيشاهنگ ، و تعيين طبقات و درجاتشان ! تو از اين مرتبه بسيار دورى ، با اين همه ، به كارى كه در صلاحيت تو نيست پرداخته اى و خود كه محكوم و تحت اداره اى ، به اظهار رأى در بارهء حاكميت و حاكم پرداخته اى . تو نمىشود پا در دامن حد خويش كشى و بدانى كه فروتر از آنى كه به چنين امورى پردازى ، و به همان حد و مرتبه اكتفا نمائى كه تقدير برايت معين ساخته است ؟ ! نه محكوميت محكوم به پاى حساب تو است ، و نه پيروزى پيروزمند از آن تو . و تو بسيار در بيراهه اى و بدر گشته اى از راه راست به فرسنگها ! » ( 3 ) 25 - در نامه اى كه امام ( ع ) به مخنف بن سليم مىنويسد چنين مىفرمايد : « ما تصميم گرفته‌ايم به طرف اين جماعتى حركت كنيم كه در مورد بندگان خدا ، به موجب چيزى غير از وحى الهى حكومت كرده‌اند ، و درآمد عمومى و غنائم را به خويشتن اختصاص داده‌اند ، و قانون جزاى اسلام را تعطيل كرده‌اند ، و قانون

--> ( 1 ) - رك : غدير 3 . ( 2 ) - شرح ابن ابى الحديد 3 / 423 . ( 3 ) - نهج البلاغه 2 / 30 + صبح الاعشى 1 / 229 + نهاية الأرب 7 / 233 .